شلپ شلوپ آب تنی
شلپ شلوپ آب بازی
شلپ شلوپ آب تنی
شلپ شلوپ آب بازی
شلپ شلوپ آب تنی
شلپ شلوپ هم آبتنی هم آب بازی
شلپ شلوپ آب تنی
شلپ شلوپ آب بازی
شلپ شلوپ آب تنی
شلپ شلوپ آب بازی
شلپ شلوپ آب تنی
شلپ شلوپ هم آبتنی هم آب بازی
اهميت بازي در زندگي كودك بسيار است .بازی باعث پرورش عضلات و صرف انرژي اضافي ، ياري دهنده كودك در شناخت محيط و تسلط بر آن است . بازي موقعيتهاي مناسب را براي سنجش تواناييهاي خود در اختيار كودك مي گذارد و به وي مي آموزد كه چگونه ميان واقعيت و تخيل تفاوت بگذارد . كودك بدون بازي ، بخصوص بازي با كودكان ديگر ، خودخواه و خودبين و خود راي مي شود . بازي ، شيوه همكاري و تبادلات با ديگران و رعايت حقوق آنان را به كودك مي آموزد.
كودك از راه بازي با كودكان ديگر ،شيوه ايجاد روابط اجتماعي با بيگانگان و حل مسائل و مشكلات ناشي از ان را فرا ميگيرد. از طرفي ديگر نقشهاي گوناگوني كه كودك در بازيهاي گوناگون بر عهده ميگيرد وي را ياري ميدهد تا به تدريج مناسب ترين نقش را براي ايجاد مطلوب ترين رابطه با ديگران بيابد. بازي آموزش است : كودك در نتيجه بازي با اسباب بازيها ،شكل ،حجم،رنگ اشياءرا درك كرده ،از طريق بازي مهارتهاي گوناگون را كسب مي كند. كودك با گردآوري اشياءو قطعات گوناگون، اطلاعات تازه اي در باره محيط خود به دست مي آورد.
بازي درمان است : كودك در زندگي روزمره بايد بتواند خودرا به شيوه اي ،از نگرانيها و ناراحتيهاي ناشي از فشارهاي محيطي بپالايد. بازي ،فرصتي را براي بروز و بيان عواطف ايجاد ميكندو نقش پالاينده رواني براي كودك دارد . بسياري از تمايلات ونيازهايي كه در زندگي روزمره كودك برآورده نمي شود ، در بازي ارضاء شده ،بدين ترتيب از شدت ناكامي هاي وي كاسته ميشود.
چرا کودک از اولین لحظه های حیات خاکی خود- حتی از آغازین لحظه هایی که تولد یافته ولی هنوز وارد دنیای زمینی نشده است - می خواهد یاد بگیرد؟ چرا مدام تلاش می کند که بیشتر یاد بگیرد؟
کودک می خواهد زنده بماند - زندگی کند ودر تداوم راز نگشوده حیات شریک و سهیم باشد .در واقع زنده ماندن و زندگی کردن چیزی جز «یاد گرفتن» نیست .. اگر عنصر «یاد گرفتن» را از زندگی حذف کنیم - زنده بودن و زنده ماندن را حذف کرده ایم . بودن یعنی یاد گرفتن .هیچ انسانی را پیدا نمی کنیم که تا آخرین لحظه های زندگیش یاد نگیرد .گویی ما انسانها - و با نگاهی عمیقتر همه موجودات زنده - به این دنیا آمده ایم تا یادبگیریم زنده بمانیم و بتوانیم تا آنجا که در توان داریم بهتر و بیشتر زندگی کنیم . ما انسانها تا لحظه ای که «یاد گرفتن» را تکرار می کنیم زنده ایم .مرگ ما وقتی است که دیگر نتوانیم یاد بگیریم و کودکانمان از این قانون مستثنی نیستند.
یاد گیری چگونه اتفاق می افتد ؟
یاد گیری وقتی اتفاق می افتد که تغییری در یاد گیرنده بوجود آید .خواه این تغییر مفیدومطلوب باشد یادر ردیف تغییرات نامطلوب قرار گیرد.
کودکان وقتی بیشتر از یاد دادنهای ما یاد می گیرند که تخیل -تفکر - ادراک و احساس آنها را پرورش دهیم و از این طریق دامنه یادگیری آنها را توسعه دهیم.
روشهای توسعه یادگیری کودکان عبارتند از : آموزش از طریق بازی-از طریق شعر و سرود و از طریق تجربه های هنری - دسته دوم و سوم با دسته اول پیوندد ناگسستنی دارند.
بازی مهمترین و منحصرترین اسباب یاد گیری است. گفته اند زندگی بازیست . به راستی زندگی جز بازیهای مکرر ومتنوع چه چیز دیگری می تواند باشد. راه زندگی کردن یاد گرفتن راه ها و روشهای باز یکردن با زندگی و در زندگی است .«اهمیت بازی» در یاد گرفتن مورد تایید همه اندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت است.همه توافق دارند که بازی طبیعی ترین روش یادگیری است.